mihanwebhost mihanwebhost
کد خبر : 305
تاریخ انتشار : یکشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۷ - ۱۷:۲۴
310 بازدید

در دل نهنگ‌های خلیج فارس دریا را دریابیم، دریانوردان را نیز

سفر به بندرعباس و بازدید از قسمت‌های مختلف دو کشتی غول‌پیکر نفت‌کش با ظرفیت ۳۰۰ و ۱۰۰ هزارتُن، فرصت و امکانی بود که به ابتکار و میزبانی شرکت ملی نفت‌کش ایران فراهم آمد. سابقه و صبغۀ روزنامه‌نگاری دست‌در‌کاران روابط عمومی این شرکت، جمعی از روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ها و غالبا در سطح سردبیر یا عضو شورای سردبیری رسانه‌های متبوع را گردآورد تا از نزدیک، غول‌هایی […]

سفر به بندرعباس و بازدید از قسمت‌های مختلف دو کشتی غول‌پیکر نفت‌کش با ظرفیت ۳۰۰ و ۱۰۰ هزارتُن، فرصت و امکانی بود که به ابتکار و میزبانی شرکت ملی نفت‌کش ایران فراهم آمد.

سابقه و صبغۀ روزنامه‌نگاری دست‌در‌کاران روابط عمومی این شرکت، جمعی از روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ها و غالبا در سطح سردبیر یا عضو شورای سردبیری رسانه‌های متبوع را گردآورد تا از نزدیک، غول‌هایی بر پهنۀ دریا را ببینیم که تا دو و نیم میلیون بشکه نفت را از جنوب ایران به چین یا هند یا نقاط دیگر دنیا می‌برند.

دو و نیم میلیون بشکه نفت یعنی کل صادرات یک روز ما و اگر ضرب در ۸۰ دلار کنیم ارزش کلان مادی آن هم روشن می‌شود.

                   نمایی از کشتی غول‌آسای نفت‌کش «دوون» با ظرفیت ۳۰۰ هزار تُن ( معادل دو ونیم میلیون بشکه)دریا را دریابیم، دریانوردان را نیز
عصر ایران : می‌توان گفت تصور مردم ما از کشتی‌های نفت‌کش تا پیش از سانحۀ «سانچی» به گونه‌ای دیگر بود ولی بعد از آن اهمیت و عظمت کار دریافته شد و این که دریانوردان چگونه حداقل ۵۰ روز بر پهنۀ اقیانوس مهم‌ترین منابع درآمدی اقتصاد ایران را جا به جا می‌‌کنند.

تا قبل از حادثۀ سانچی تصور غالب از کشتی، یا ناوهای جنگی بود یا کشتی‌های تفریحی و یا کشتی‌های باری اما این که میعانات گازی یا نفت با این حجم عظیم و حیرت‌آور با کشتی‌های غول‌آسا جا به جا شود در تصور خیلی ها نمی‌گنجید و سانحۀ کشتی سانچی بود که تصویر دیگری از دریانوردان، پیش چشم ایرانیان قرار داد.

                کشتی نفت کش آپاما پس از تخلیۀ خوراک پالایشگاه بندرعباس و در ساحل این بندر

دریا را دریابیم، دریانوردان را نیز

در این گزارش می‌توانم جزییات طول و عرض و ارتفاع کشتی نفت‌کش و حجم نفت انتقالی را برشمرم اما برآنم به موضوع مهم تری بپردازم چون همین قدر که تصور کنید یک کشتی در ابعاد تایتانیک با دو و نیم میلیون بشکه نفت چگونه اقیانوس‌ها را طی می‌کند عظمت و ابهت کار را نشان می‌دهد.

آن موضوع مهم‌تر اما چیست؟

این است که هم ایرانیان و هم بیگانگان، ایران را بیشتر با خاک و بیابان می‌شناسند تا با آب و دریا در حالی که شمال و جنوب ما را آب فرا گرفته است و کشورهایی با دریاهای کمتر، به دریا و دریانوردی شهرت دارند.

دست کم دوبار، رهبری هم به همین موضوع با تعابیر جالبی اشاره کرده‌اند منتها هر دو مرتبه شاید به این خاطر که در اوج بحث‌های سیاسی درسال های ۷۶ و ۸۸بوده چندان به آن پرداخته نشد. مرتبۀ اول در نهم آذر ۱۳۷۶:

« در کشور ما در طول سالیان دراز، به مسألۀ دریانوردی بسیار بی‌احترامی و بی‌اهتمامی شده است. یعنی ما آن مردمی هستیم که وقتی در یک طرف مرزمان به آب رسیدیم، متوقف شدیم بر خلاف ملت‌هایی که وقتی به آب، به دریاهاشان رسیدند پاهایشان را در قایق گذاشتند و مثلا تا هندوستان آمدند! یعنی برایشان آب و خاک هیچ فرقی نداشته وقتی که آب و خاک برای ملتی تفاوت نکند، پنج قرن، شش قرن، هفت قرن از ملت های دیگر جلو خواهد افتاد. یعنی به دریا که رسید پایش را به دریا می گذارد و حرکت می کند. ما نه! وقتی به دریا رسیدیم همان جا ماندیم و متوقف شدیم. ماندیم تا آنهایی که دریاها را تصرف کردند بیایند و دریای ما را هم تصرف کنند…»

مرتبۀ بعد هم در سی اُم بهمن ۱۳۸۸:

«‌ما هفتصد هشتصد سال سابقۀ دریانوردی داریم. آن روزی که از بنادر خلیج فارس، کشتی‌هایمان به اقصا نقاط آسیا می‌رفت. خیلی از کشورهایی که امروز در دریانوردی تبحر و شهرت پیدا کرده اند اصلا وجود قابل ذکری نداشتند…»

ایرانیان در گذشته های دور البته اهل دریا و دریانوردی بوده‌اند اما در طول قرن‌ها از دریا و دریانوردی جدا شدند.

ژان شاردن فرانسوی می‌نویسد: « با این که ایران از دو طرف به دریا راه دارد و طول ساحل خلیج فارس که یکی از دریاهای معتبر و غنی و پر برکت جهان و افزون بر سیصد فرسنگ است تا آنجا که من آگاه شده‌ام نه یک کشتی دارد نه یک ناخدا و نه یک ناوی… ایرانیان به بازرگانی از راه دریا زیاد علاقه ندارند.»

کرزون سیاست‌مدار انگلیسی هم اظهار تأسف می‌کند که «مشکل بتوان کشور دیگری را در جهان یافت که دارای دو کرانه دریایی ممتاز و مستعد تجارت باشد ولی نسبت به هر دو مزیت بی اعتنا باشد.»

            نفتکش پس از تخلیۀ بار و برای ایجاد توازن آب دریا وارد و خارج می شود – خلیج فارس
دریا را دریابیم، دریانوردان را نیز
خسرو معتضد البته در کتاب تحقیقی خود با عنوان «دریانوردی و نیروی دریایی ایران در گذر تاریخ» می‌نویسد: « احتمالا نام ناخدا بزرگ شهریار رامهرمزی نویسندۀ کتاب عجایب الهند به گوش کرزون نخورده یا اسامی صدها دریانورد ایرانی و ایرانی تبار که نوشته است: در دریای خزرهم نامی و نشانی از کشتی رانی ایرانیان شنیده نشده است.»

با این حال همین نویسنده به نقل از «ژوبر» نمایندۀ ناپلئون در دربار فتحعلی شاه قاجار می نویسد:

« بیزاری ایرانیان از دریا خیلی مشهور است و این اکراه به اندازه‌ای است که ترجیح می‌دهند از صحراهای خیلی خشک و بی حاصل و خطرناک بگذرند ولی از راه کوتاه کشتی‌رانی نروند.»

در همین کتاب هر چند نویسنده می‌کوشد این انگاره را رد کند که ایرانیان هیچ گاه اهل دریانوردی نبوده‌اند اما با این حال تصریح می‌کند:

« تجارب روزگار، دولت ایران را که به یک دولت برّی تبدیل شده بود و پس از مرگ نادرشاه، توجهی به کشتی‌رانی مبذول نمی داشت، سرانجام از آغاز قرن نوزدهم میلادی متوجه اهمیت نیروی دریایی کرد و این نقیصۀ بزرگ را نمی‌توان نادیده انگاشت. شاید اولین حملۀ ناموفقی که در دوران اول جنگ های روسیۀ تزاری با ایران (دورۀ ده ساله) ناوگان توپ دارو تفنگداران دریایی روسیه به منطقۀ گیلان کردند و قصد داشتند هم زمان با جنگ‌های زمینی در جبهۀ قفقاز جبهۀ دومی را باز کنند ایرانیان را از خواب غفلت بیدار کرد.»

خسرو معتضد در کتاب « دریانوردی و نیروی دریایی ایران در گذر تاریخ» و خصوصا در جلد اول که به عهد باستان تا دوران صفویه اختصاص دارد نشانه های فراوانی ازتاریخچۀ دریانوردی ایرانیان به دست می دهد ولی او نیز بر این واقعیت تأکید دارد که در قرن های اخیر از دریا و دریانوردی جدا افتاده ایم.

همین حالا اگر از مردم خودمان یا بیرون از مرزها بپرسیم ایران را با کدام یک از چهار نشانۀ طبیعی (کویر، جنگل، کوهستان و دریا) می‌شناسید می‌توان حدس زد که اکثریت به کویر و بخشی هم به کوهستان اشاره می‌کنند و بعید است از دریا بگویند.

در این سفر البته تحت تأثیر عظمت دو کشتی غول‌پیکر به نام های «‌دوون» و«آپاما» و دانش فنی و ایران دوستی و شکیبایی هر سه ردۀ شاغل از فرماندهی و افسران تا مهندسان و ملوانان، قرار گرفتیم که یکی از خارگ آمده و رهسپار بندری در چین بود و دیگری در ساحل بندرعباس پهلو گرفته و خوراک پالایشگاه بندرعباس را تأمین می کرد و درموتورخانه احساس می کردم یونس در دل نهنگ هستم یا در خوانش غیر مذهبی پینوکیو در دل آن ماهی.

با این حال بیش از هر موضوع دیگر ذهن درگیر این واقعیت بود که چرا از دریا غافلیم و به گونه ای زندگی می کنیم که انگار دریا نداریم؟ چرا دریانوردی در ایران تا این حد ناشناخته است و چرا دریانوردان ما این قدر مظلوم اند؟

آیا به دلیل تمرکزگرایی زیاد نیست؟ آیا به این خاطر نیست که نگاه همه به مرکز است و در نزدیک نیم قرن گذشته مدیران اصلی تصمیم‌گیر، اهل مناطق کویری و مرکزی بوده اند و چندان با دریا نسبتی ندارند؟ آیا به این دلیل نیست که تصور غالب از دریا تفریحات آبی و حداکثر ماهی گیری است و به معنی واقعی کلمه از دریا غافلیم؟

اگر از این سفر بتوان آموزه ای را انتقال داد این دو گزاره است: دریا را دریابیم. دریانوردان را دریابیم.

حیف است که تا نام ایران می آید همه تنها به یاد کویر و بیابان بیفتند و دریا کمتر به ذهن بیاید.

ایران را با دریاها هم باید بشناسانیم و دریاها را هم باید بشناسیم. شاید یک راهکار این باشد که بخشی از فضای فیلم ها و سریال ها را از آپارتمان ها و شهرها و کویرها به سواحل و حتی روی عرشۀ کشتی ها ببریم.

فیلم هایی با موضوع کشتی یا در این فضا مانند «ناخدا خورشید» یا « جنگ نفت کش ها» البته ساخته شده اما منظور فراتر از اینهاست. این است که آب و دریا مانند سریال های ترکی به یک مؤلفۀ تکرار شونده بدل شود.

هر قدر دریانوردان ایران شناسانده و در رسانه ها مطرح شوند ایران نیز با دریا شناخته تر خواهد شد.

سال ها پیش یک جهانگرد غربی گفته بود ایران و ایرانیان را با یک واژه می توان توضیح داد: خشک.  او گفته بود مناسبات مردم ایران خشک است، اهل نوشیدنی نیستند و خشک اند و سرزمین شان هم خشک است.

تصویر ایرانِ خشک را با دریا می توانیم تغییر دهیم.ایران تنها خاک آن نیست. دریاهایی است که اگر چه استفاده هایی از آنها انجام می دهیم اما چندان شناخته شده نیستند تا جایی که افسر دوم کشتی غول پیکر نفت‌کش می گفت پدر و مادرم هم نمی دانند من دقیقا چه کاری انجام می دهم.

مردم نیز باید بدانند سرمایه گذاری فقط مواردی نیست که مقابل چشم آنهاست. این کشتی ها تازه از نوع ساخت چین ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار قیمت دارند و همین حالا ۵۶ فروند کشتی نفت کش داریم و ۷ فروند کشتی هم در اختیار این شرکت است.

اگر قرار بر انتقال سریع‌تر نفت باشد و بازگشت به رتبۀ اول برخورداری از این غول‌های نفت‌کش و راه‌اندازی بندرهای دیگر هم به کشتی‌های تازه و رفاه بیشتر دریانوردان نیاز داریم و هم به اعمال قانون بازنشستگی پیش از موعد و شناختن شغل آنان در ردیف مشاغل سخت و زیان‌آور که نشانه ای از توجه بیشتر به آنان تلقی می شود و همان احترام و اهتمام که از آن گفته شد.

منبع : عصر ایران

به این پست امتیاز دهید.
Rate this post
منابع : ناموجود
نویسندگان : ناموجود

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


mihanwebhost mihanwebhost mihanwebhost